توسط گروه هکران...
متشکرم از عاشقانی که به من سر می زنند
چه جلب اقا نگین بلد نیستی بنویسی چه جالب اون کسی که مجموع طنز زندگی به شرط خنده رو ببینه میفهمه من چی میگم
.

YYYYYYYYYYYY 











![]()
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
![]()
![]()
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
![]()
![]()
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
![]()
![]()
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
![]()
![]()
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
![]()
![]()
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
![]()
![]()
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
![]()
![]()
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
![]()
![]()
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
![]()
![]()
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
![]()
![]()
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
![]()
![]()
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
![]()
![]()
من واسه تو خیلی کمم![]()
میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارو ن میاد چترتو باز میکنی
میگی عاشق برفی اما از گلوله برف می ترسی
میگی عاشق پرنده هایی ولی اونو تو قفس زندانی میکنی
میگی عاشق گلهایی و لی اونو از شاخه ها جدا میکنی
چطور انتظار داری باورت کنم وقتی میکی
دوستت دارم
مرا دوست داری؟
گفت:بله
گفتم: مثلا چه قدر
گفت : به اندازه ستاره های آسمان
به آسمان نگاه کردم و دیدم آسمان ابریست![]()

بی چاره این مرغ ها که این طوری
می سوزن و می پزن
بعد ما میگیم فقط خودمون قصه داریم پس اینا رو چی میگی؟!!
۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم
۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن
۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
نظرتون چیه؟خوب بید![]()
![]()
نمیدونم که چرا همه گیر دادن میگن این چه اسمیه
جواب من : بابا میگه چشه اسم به این زیبایی می تونی پیدا کنی
من با پیدا کردن این اسم نتیجه ساله ها تلاشم رو در اینترنت یافتم
باید بدانی که سوال تو چقدر برایت جدیست تا عزمت برای یافتن پاسخ جزم شود یعنی باید بدانی که اگر جواب سوالت را نیابی چه خواهد شد
و بسیار خوب است که کسانی را که سوالی مشابه سوال تو داشته اند را بشناسی آنهایی که به جواب نزدیک شده اند این شاید راه تو را کوتاه تر کند
باید سوال داشته باشی تا زندگی ات حرکت و نشاط و معنا داشته باشد
معرفی می کنم : باقالی فروش مرگبار
| رفتی | |
|
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم از اشک تمام کوچه را تر کردم وقتی که سکوت خانه دلتنگم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم |



خواستم بگم پسر های شهسواری همه عاشق هستن ولی این دختر های شهسوار ما رو دیوونه کردن.باور کنین هر روز با یکی هستن
یکم پرس و جو کنین می فهمید که کشت و کشتار تو این شهر زیاد شده
چرا چون همه پسر های عاشق دارن یکی یکی خود کشی می کنند
از دست این دخترا
خواستگاری
سر جلسه خواستگاری.....بعد از نیم ساعت سکوت!
مادر داماد: ببخشید کبریت دارین؟
خانواده عروس: کبریت؟ کبریت برا چی؟!!
مادر داماد: والا پسرم میخواد سیگار بکشه.....
خانواده عروس: پس داماد سیگاریه.....؟!
مادر داماد: سیگاری که نه...والا مشروب خورده؛ بعد از مشروب سیگار میچسبه.....
خانواده عروس: پس الکلی هم هست.؟!
مادر داماد: الکلی که نه والا قمار بازی کرد... باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره!!
خانواده عروس: پس قمار هم بازی میکند...؟!
مادر داماد: آره...دوستاش تو زندان بهش یاد دادن...
خانواده عروس: پس زندان هم بوده...؟!
مادر داماد: زندان که نه...والا معتاد بود؛ گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن...
خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره...معتاد بود؛ بعد زنش لوش داد...
خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!